محمدضا شعبانعلی

من محمدرضا شعبانعلی هستم

این یک دلنوشته شاگرد برای استادش هست. من محمدرضا شعبانعلی هستم و با اولین فایل رادیو مذاکره در خدمت شما هستم… چقدر این صدا برام حس های مختلف رو تداعی میکنه. گاهی ناراحتی، گاهی امید. من از ماههای اول رادیو مذاکره با تو بودم. هر روز صبح سر کار، اول سایت تو رو باز میکردم چون میدونستم تو زودتر از همه ما بلند شدی.

 

از مذاکره گفتی و اصول مذاکره اما به روشی علمی نه به سبک دوستانی که از ترفند استفاده می کنند. از تعالی فردی و کسب حال خوب گفتی و گفتی اگر در دوره ای شرکت کردید که حال شما خوب شد، بدونید اطلاعات و باورهای غلط در حال تائید و تصدیق هستند و هیچ رشدی نخواهید کرد. گفتی یادگیری گاهی درد داره چون بعضی از پله های اشتباهی رو که ساختیم رو باید خراب کنیم و این کار سختیه و شاید حال مارو بطور موقت بد کنه. من از این تجربه در کلاسهای خودم خیلی استفاده می کنم.

 

تو حرف زدی و مارو  بی طاقت کردی. از کجا شروع کنم؟ از فایل های صوتی؟ از اون مصاحبه های بی نظیر با انسانهای موفق و خود ساخته که به ما انگیزه میداد. از مسیر اصلی که تازه اونجا فهمیدم عزت نفس یعنی چی. از افکارت که گفتی من با پول این مردم درس خوندم پس بهشون بدهکارم و باید براشون کار کنم. از اینکه میتونستی حداقل ماهی یک همایش بزرگ بذاری ولی در اوج کشیدی کنار تا کسایی که از پس مونده های تراوشات ذهنی تو ارتزاق میکنن، جولان بدن و بشن استاد مذاکره. از کجا بگم؟ از دلتنگیات به رها که مارو هم بی تاب میکنه. از شوخی های بامزت حتی گیر دادن به خودت (داستان تکیه کلامت. برگشت و گفت) . از داستان عجیب مذاکرات. از شب نخوابیدن هات. از تنهایی ها. از موهای سفیدت اونم تو سی و چند سالگی…. چند ساله خیلی از ما متممی ها با تو همراهیم و شاگردی کردیم.

 

هر روز باهات زندگی کردیم و چیز یاد گرفتم. کسی که شبی سه ساعت میخوابه چون براش آموزش و تولید محتوای خوب در اولویت هست. اگر تو میخواستی الان در بهترین موقعیت بودی ولی خودت رو وقف کردی برای ارتقاء دانش این مردم. به نظر خیلی از اهل فن و افراد صاحب نظر، محمدرضا شعبانعلی اولین و پرکارترین فردیست که در حوزه تعالی فردی و وبلاگ نویسی حرفه ای در کشور فعالیت میکنه و آمار میلیونی سایتش گواه این نظرات هست.

 
من هم داستانی مثل تو دارم. گمشدمو تو علوم انسانی پیدا کردم. مثل تو بیمار کتاب شدم. البته از قبل هم میخوندم ولی چند ساله شدید شده و سعی میکنم در کلاسها از تجربیات و زندگی خودم بگم و استناد کنم به منابع معتبر برای کیفیت بالای آموزش.  به قول سهیل رضایی معلم خوب کسی هست که مبتلا بشه و وقتی دوتا سرفه کرد بقیه هم مبتلا بشن. و تو مبتلا کردی جماعتی رو که تشنه بیماری “آگاهی” بودن . تشنگانی که سر  در هر آخوری میکردن به امید سیرابی، ولی هیچکدوم از چشمه نبودن. تو ما رو تشنه تر کردی. سالهاست مطالب ناب و از منابع معتبر برای ما آموزش داده میشه و این بزرگترین دانشگاه برای ماست.

فقط میگم بمون برای این مردم. الان که به عقب نگاه میکنیم، میبینم چقدر در خودمون عمیق شدیم و درکی بهتر از زندگی داریم. امیدوارم اساتیدی چون شما همیشه سلامت و موفق باشند و تداوم کارهای ارزشمندشون، مسیری برای رشد دیگران فراهم کنه. دوستدار شما یک شاگرد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش − 1 =